به یاد زنده یاد دکتر ماهیار نوابی استاد فرهنگ و زبان های باستانی دانشگاه های شیراز و تبریز
پس از بازگشت به میهن، نخست با همان سمت دانشیاری و سپس درجه استادی به خدمت در دانشگاه تبریز ادامه داد و مدتی دراز، افزون بر آموزش زبانهای باستانی ایران در آن دانشگاه، ریاست دانشکده ادبیات را نیز عهدهدار بود. در سال 1957، برای آشنایی با شیوه اداره دانشگاهها و دانشکدههای آمریکا، برای مدت یکسال به دانشگاههای کلمبیا و مینیاپولیس آمریکا اعزام شد. پس از بازگشت از این سفرعلمی، تا سال 1341 همچنان ریاست دانشکده ادبیات را بر عهده داشت. در خردادماه این سال، با عنوان رایزن فرهنگی ایران در پاکستان، به آن کشور رفت و دو سال و نیم این وظیفه فرهنگی را عهدهدار بود. پس از بازگشت از پاکستان، به سمت استادی زبانهای کهن ایران، در دانشگاه تهران به تدریس پرداخت و، پس از چندی، به ریاست گروه زبانشناسی و فرهنگ و زبانهای باستانی ایران در آن دانشگاه انتخاب شد. مدت چهار سال در این مقام بود و در سال 1352، به درخواست خودش، بازنشسته شد. اما، در همان اوان، با عنوان مشاور رئیس دانشگاه شیراز و رئیس مؤسسه آسیایی، که پروفسور پوپ بنیانگذارش بود، روانه شیراز شد و تا سال 1358، یکسال پس از انقلاب اسلامی، در شیراز بود. در این مدت، بخش آموزش مؤسسه آسیایی را فعال کرد و دو رشته کارشناسی ارشدِ «تاریخ و فرهنگ ایران» و «فرهنگ و زبانهای باستانی ایران» را در آن مؤسسه دایر کرد. وی، با انتشار پژوهشنامه مؤسسه آسیایی و گنجینه دستنویسهای پهلوی و پژوهشهای ایرانی در پنجاه و هفت مجلد، در معرفی فرهنگ ایران به جهانیان خدمت ارزندهای کرد.
استاد نوابی، در دوران خدمت دولتی و پس از آن، فعّالانه در مجامع معتبر فرهنگی داخلی و خارجی شرکت میکرد و عضویت مراکز فرهنگی زیر را داشت:
ــ انجمن فرهنگ ارتش، که در سال 1347 در ستاد ارتش تأسیس شده بود تا واژههای فارسی را جانشین واژههای بیگانه رایج در ارتش سازد؛
ــ فرهنگستان زبان ایران (فرهنگستان دوم) (به عنوان عضو پیوسته) تا سال پیروزی انقلاب اسلامی؛
ــ انجمن مجموعه سنگنبشتههای ایرانی (Corpus Inscriptionum IraÎnicarum) ؛
ــ انجمن پژوهشهای مهری (Society of Mithraic Studies) ؛
ــ کنگره تحقیقات ایرانی (به عنوان عضو مؤسس) که هر سال یک هفته در یکی از مراکز دانشگاهی کشور در شهریور ماه منعقد میگشت.
شادروان استاد ماهیار نوابی، طی سفرهایی که به اقصی نقاط جهان کرده بود، به مرور، کتابهای تخصصی مورد علاقه خود و نسخه اصل یا تصویری مقالات معتبر درباره فرهنگ ایران را فراهم آورده و مجموعههای آنها را، به تفکیک موضوع، مجلّد ساخته بود. این مجموعهها موجود است و منابعی گرانبها برای تحقیقات ایرانی به شمار میرود. خوشبختانه کتابخانه ارزشمند استاد در اواخر عمر ایشان به تملک فرهنگستان زبان و ادب فارسی در آمد که جایگاه درخور آن است.
استاد، در طی پنجاه و اند سال خدمات فرهنگی، دست به نگارش مقالهها و رسالههایی زد و کتابهای متعدّدی تألیف یا ترجمه کرد. نگارنده مجموعه مقالات و تکنگاریهای ایشان را، در دو مجلد، فراهم آورده و به چاپ سپرده است. جلد اول آن در سال 1354 جزو مجموعه پنجاه و هفت جلدی گنجینه دستنویسهای پهلوی و پژوهشهای ایرانی، با شماره 50، منتشر و جلد دوم آن در سال 1379 (یکسال پس از درگذشت استاد) با سرمایه انتشارات نوید شیراز به جامعه فرهنگی کشور عرضه شده است.
از نظر موضوعی، پژوهشهای استاد را میتوان به بخشهای زیر دستهبندی کرد.
مقالات و رسالات
1. درباره زبان آذربایجان که در سالهای اقامت استاد در تبریز نوشته شده و در نشریه دانشکده ادبیات تبریز به چاپ رسیده است:
ــ «زبان کنونی آذربایجان» (سال پنجم، شمارههای 1-4، 1332 و سال ششم، شمارههای 1-4، 1333، جمعا در 146 صفحه) که تحقیقی است جامع درباره زبان آذری. در این پژوهش، به موضوعاتی چون زبان آذری، آذری و ترکی، تور و توران و ترک، ترک در ادبیات فارسی، زبان ترکی در آذربایجان، زبانهای معمولی آذربایجان، اختلاف تلفظ و تغییرات حروف و آواها در فارسی و آذربایجانی و اشاعه زبان فارسی در آذربایجان پرداخته شده است.
ــ «یک سند کهن» (سال پنجم، دیـ بهمن 1332، ص225-234). در این مقاله، سندی محفوظ در موزه دانشگاه تبریز، درباره دیه هرزن آذربایجان به لهجه آذری قدیم بررسی شده که تاریخ کتابت آن 791 هجری است. این سند، از نظر قدمت و روش نگارش و احتوا بر نامهای چند دیه از دیههای آذربایجان و نیز پارهای اعلام جغرافیایی آن سامان، شایان توجه است.
ــ «چکستانی مپسندیم» (سال هفتم، 1334، ص41-44). عنوان این مقاله عبارتی است از کتاب مزارات تبریز، از زبان ماما عصمت، که خود یکی از اولیا بوده است.
ــ «زبان مردم تبریز در پایان سده دهم و یازدهم هجری» (سال نهم، شمارههای 3 و 4، 1336، ص221-232 و 396-426). این مقاله، که در آن از بخش دوم رساله مولانا روحی انارجانی، که به لهجه محلی مردم تبریز است، سخن میرود، از نظر تحقیقات زبانشناسی و بررسی گویشهای کهن و فرهنگ مردم آذربایجان، بسیار ارزشمند و درخور توجه است.
2. درباره لهجه شیرازی
ــ «لهجه شیرازی تا قرن نهم هجری». اصل مقاله به زبان انگلیسی بوده و، برای نشر در نشریه دانشکده ادبیات تبریز، (سال هفدهم، شماره 1، 1344، ص77-90)، به فارسی برگردانیده شده است. در آن، ضمن بررسی زبان و گویش شیرازی تا قرن نهم، نمونهای از شعرهای شیرازیِ شاه داعیاللّه و بیتی شیرازی که در فرهنگ سروری آمده ترجمه و شرح شده است.
ــ «The Dialect of Shiraz till 9th Century H. (15th A.D.) ». این مقاله نخستینبار در یادنامه اونوالا (بمبئی، 1964) منتشر شده و، چون غلطهای چاپی فراوان داشته، مجددا در پژوهشنامه مؤسسه آسیایی (شمارههای 2-3، 1354، ص22-39) به چاپ رسیده است.
ــ «زبان مردم شیراز در زمان سعدی و حافظ». این مقاله در کنگره جهانی سعدی و حافظ (شیراز، 7-12 اردیبهشت 1350) ارائه شد و، در آن، ابیاتی از شاه داعیاللّه به گویش شیرازی ترجمه و شرح شده است.
ــ استاد اشعارِ دیوانِ شمس پُسناصر، شاعر معاصر شاه ابواسحاق اینجو (قرن هشتم هجری)، به گویش شیرازی را، طی مقالههای متعدّد، بازخوانی، آوانویسی و به فارسی گزارش کرده است. ترتیب نشر آنها چنین بوده است:
«سه غزل از شمس پُسِ (= پسرِ) ناصر» (پژوهشنامه مؤسسه آسیایی، سال سوم، 1356، شمارههای 3-4، ص83-100)؛ «دو غزل از شمس پُسِ ناصر» (همان، سال چهارم، 1357، ش1، ص1-10)؛ «دو غزل دیگر از شمس پُسِ ناصر» (همان، سال چهارم، 1357، شمارههای 2-4، ص1-15)؛ «برگی از دیوانِ شمس پُسِ ناصر» (چیستا، سال اول، شماره 8، ص936-943)؛ «نخستین برگ از دیوانِ شمس پُسِ ناصر» (آینده، دوره ششم، 1359، شماره 7، ص501-506)؛ «شمس پُسِ ناصر، شاعر شیرازی» (فروهر، 1362، شماره 4، ص403-422)؛ «چند غزل از شمس پُسِ ناصر» (نامه فرهنگستان، سال اول، شماره 4، زمستان 1374، ص27-38)؛ «قصیدهای و غزلی از شمس پُسِ ناصر» (نامه فرهنگستان، سال دوم، شماره اول، بهار 1375، ص36-52)؛ «یک بیت شیرازی» که در جوامع التواریخ حسنی آمده (آینده، سال هفتم، شمارههای 1 و 2، ص44)؛ «تز اول آن رُیِ نهکو بوادی» از غزل حافظ (چیستا، سال سوم، 1365، شماره 8، ص593-598)؛
3. مباحث مربوط به بررسی واژههای کهن فارسی که در متون فارسی به کار رفته و ارائه صورت درست آنها که از مهمترین کارهای استاد است و مقالههای متعددی به آن اختصاص یافته است.
ــ «پنج واژه از شاهنامه». استاد در این نوشته به واژههای «ضحّاک»، «بیان» در ببر بیان و «کاتوزیان، نیساریان و نسودی»، واژههایی که در شاهنامه تصحیف شدهاند، پرداخته و معانی لغوی و صورت اصلی و درست (سه واژه اخیر) را ارائه داده است. این مقاله ابتدا، به صورت سخنرانی در «نخستین دوره جلسات سخنرانی و بحث درباره شاهنامه فردوسی» ارائه و سپس، در مجموعه سخنرانیهای منتشر شده این جلسات در سال 1350 به چاپ رسیده است.
ــ «مقرنس» که در اولین کنگره تحقیقات ایرانی ارائه و سپس، در مجموعه مقالات کنگره مزبور، به همت دانشگاه تهران، منتشر شده است. این مقاله بعدا با تغییراتی به انگلیسی در آمد و در پژوهشنامه مؤسسه آسیایی (1976، شمارههای 1-4) به چاپ رسید.
ــ «عمامه شیر و شکری»، مؤلف در این مقاله به بررسی علمی اصطلاح «شیر و شکری» پرداخته و اصل آن را «شیر و شکردی» دانسته است. این نوشته در مینوینامه به چاپ رسیده است.
ــ «تصحیح بیتی از شاهنامه» که در این نوشته ترکیب «انباز مرد»، با ارائه دلایل، صورت تصحیف شده «انبارِ مزد» دانسته شده است. این مقاله در سخنرانی «چهارمین کنگره
تحقیقات ایرانی» (دانشگاه شیراز، 11-16 شهریور 1352) ایراد شده و سپس، در مجموعه مقالات کنگره مزبور به چاپ رسیده است.
ــ «لکنّ»، مقاله ارائه شده در «کنگره بزرگداشت سیبویه» (دانشگاه شیراز، 7-12 اردیبهشت 1353).
ــ «کُنج» (پژوهشنامه مؤسسه آسیایی، شمارههای 1-3، 1355)، بررسیِ واژهای از شاهنامه:
| «اگر تندبادی برآید ز کنج | ز بیخ افکند نارسیده ترنج». |
ــ «پسوند -ang » در زبان فارسی. این مقاله به انگلیسی است و در Bulletin of the Iranian Culture Fundation(شماره1، ص141-150) به چاپ رسیده است.
ــ مقاله «VaxsÏeÎn Kermag (silk worm) » به زبان انگلیسی که در Studia Iranica (Tome 4, 1975) به چاپ رسیده است.
ــ «تخت سپهری» (پژوهشنامه مؤسسه آسیایی، سال سوم، 1356، شمارههای 2-4).
ــ «سهستن = دیدن» (چیستا، سال دوم، دی 1361، شماره 5، ص426).
ــ «خزروان (؟) اولاد» (چیستا، سال اول، 1360، شماره 6، ص664-669).
ــ «وهر، واژهای از شاهنامه» (چیستا، سال دوم، 1361، شماره 3، ص335-341).
ــ «نویکندـ نگار کند» (چیستا، سال دوم، 1361، شماره 4، ص437-438.
ــ «هیچ، ایچ» (فرهنگ، کتاب ششم، بهار 1369، ص1-10).
ــ «باشد`» در هفتاد مقاله (ارمغان ادبی و فرهنگی دکتر غلامحسین صدیقی)، (گردآورنده یحیی مهدوی و ایرج افشار، 1371، ص567-572).
ــ «سه واژه از کتاب سیرت رسولاللّه» (فرهنگ، کتاب سیزدهم، زمستان 1371، ص239-244).
ــ «مگر» (دانشنامه، تابستان 1373، شماره 9).
ــ «مَرْ» (همان، شماره 10 و 11).
ــ «گیان» در «گشاد این ترکخو چرخ کیانی» (مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد، سال 26، شماره 3-4، ص567-572).
ــ «تاجیک و تازیک» (مجموعه مقالات دکتر نوابی، گردآورده محمود طاووسی، ج2، ص433-446).
ــ «قشقایی»، ارائهشده در گردهمایی شوش در سال 1373، چاپشده در مجموعه مقالات نوابی (ج2، ص447-450).
ــ «دولت نه به کوشیدن است، چاره کم جوشیدن است» بررسی و تصحیح عبارتی از
گلستان سعدی، باب سوم (نامگانی علی سامی، به کوشش محمود طاووسی، ج2، ص27-36).
ــ «Cornice » که ترجمه انگلیسی مقاله «مقرنس» است. (پژوهشنامه مؤسسه آسیایی، 1976، شمارههای 1-4، ص97-102).
ــ «Middle and Modern Persian BaÎsÏ `be » (پژوهشنامه مؤسسه آسیایی، دوره جدید، 1990، ص243-244).
» ــGoyaÎn tent« (93 ، سال 22، شماره Studia Iranica).
» ــNotes on The Interpretation of the Terms SoÎraÎn and SoÎraÎni«, (Acta Kurdika, 1994, vol. 1, pp 79 - 80).
ــ «روز مرگ یزدگرد شهریار و درازای پادشاهی او، که تحقیقی تاریخی است و در «نخستین مجمع علمی بحث درباره شاهنامه» (استان هرمزگان، 23 تا 27 آبان 1356) ایراد شده و سپس، در شاهنامهشناسی (انتشارات بنیاد شاهنامه فردوسی، تهران 1357) چاپ شده است.
4. تحقیقات و پژوهشهای استاد در زمینه زبانها و ادبیات باستانی ایران که بیشتر آنها در سالهای اشتغال ایشان در دانشکده ادبیات تبریز انجام گرفته و حایز اهمیّت و فواید علمی پرارزشی است:
ــ «سنگنبشته بغستان (بیستون)»، که به درخواست مجله سخن تألیف شده و در همان مجله (سال سوم، آذر و دی 1325، شمارههای 6 و 7) چاپ شده است.
ــ «یادگار بزرگمهر»، متن پهلوی و ترجمه فارسی آن با توضیحات و تصحیحات لازم، (نشریه دانشکده ادبیات تبریز، سال یازدهم، پاییز 1338، ص285-333).
ــ «اندرز آذرباد مارسپندان»، متن پهلوی و ترجمه فارسی با توضیحات، (همان، سال یازدهم، زمستان 1338، ص502-528).
ــ «اندرز دانایان به مزدیسنان و اندرز خسرو قبادان»، (همان، سال دوازدهم، بهار 1339، ص127-144).
ــ «چند متن کوچک پهلوی» (اندرزهای پیشینیان و جز آن)، (همان، سال دوازدهم، تابستان 1339، ص245-265).
ــ «گزیده اندرز پوریوتکیشان»، (همان، سال دوازدهم، زمستان 1339، ص513-535).
ــ «واژهای چند از آذرباد مارسپندان» متن پهلوی و ترجمه فارسی و توضیحات، (همان، سال سیزدهم، بهار 1340، ص11-30).
ــ «اندرز دستوران به بهدینان»، متن پهلوی و ترجمه فارسی و توضیحات، (پژوهشنامه مؤسسه آسیایی، سال سوم، بهار 1356، شماره 1، ص53-67).
ــ «نویکندی از سده دوم میلادی»، معرفی و خواندن متن نگارکندی از بلاش (ولحش) اشکانی (چیستا، سال چهارم، بهمن 1365، ص409-410).
ــ «A Small Partian Inscription from the Nayyeri Collection »، که ترجمه مقاله بالاست و در مجموعه مقالات نوابی (ج2، 12-11 ) آمده است.
ــ «نکتهای چند درباره تصحیح و ترجمه متن پهلوی خسرو قبادان وریدک از اونوالا»، (نشریه دانشکده ادبیات تبریز، شماره 1، سال هفتم، خرداد 1334، ص97-112).
ــ «سر خلال دندان را باید به زمین مالید؟» که تصحیح و بازخوانی عبارتی است از متن پهلوی «اندرز دستوران به بهدینان» (مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، سال هفدهم، شماره دوم، ص95-101).
ــ «سرآغاز» کتاب بندهش TD1 ، (چاپشده به شماره 88 در مجموعه انتشارات بنیاد فرهنگ ایران) که معرفی نسخه TD1 است. این نوشته بعدا در مجموعه مقالات ایشان (کتاب شماره 50 از مجموعه دستنویسهای پهلوی و پژوهشهای ایرانی، به گردآوری نگارنده، ص327-343) آمده است.
5. پژوهشهای استاد در زمینه فرهنگ و ادب فارسی پس از اسلام:
ــ مجموعه مقالات مربوط به «خاندان وصال شیرازی» (نشریه دانشکده ادبیات تبریز، سال هفتم، شماره 2، 1334، ص190-239؛ شماره 3، 1334، ص356-388؛ شماره 4، 1334، ص393-459). در این مقالهها، شرح حال و آثار وصال شیرازی، وقار، حکیم داوری، فرهنگ، توحید و یزدانی، با شرح و بسط تمام آمده است. این نوشته که بعدها به صورت کتاب به چاپ رسید یکی از منابع مهم درباره خان وصال شیرازی، شاعر و هنرمند معروف دوره قاجاریه، و فرزندان هنرمند اوست.
ــ «یکی از منابع پهلوی شاهنامه»، سخنرانی ارائه شده در «دومین هفته فردوسی»، در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی (مشهد) که در مجموعه سخنرانیهای اولین و دومین هفته فردوسی (ص193-343) چاپ شده است.
ــ «Concordances of the Manuscripts of the Bondahišn: TD2, TD1 and DH » که نخست در یادنامه مناش (Jeande Menasce( (1974، 303-293 ) به چاپ رسید و سپس،
روانشاد مهرداد بهار بخشی از آن را، عینا، در مقدمه ترجمه بندهشِ خود (تهران 1369، ص22-37) آورد.
ــ «غزلی از مولانا با قافیه یونانی» (آینده، سال شانزدهم، آذرـ اسفند 1369، ص685-689).
ــ «نکتهای چند درباره حافظ» (فروهر، سال 27، 1371، شمارههای 11 و 12، ص4-15).
ــ «آفرین و نفرین فرخی» (نشریه علمی دانشگاه آزاد اسلامی کرمان، سال اول، شماره1، بهار 1373).
ــ «امثال و حکم، از دیوان مولانا جلالالدین بلخی رومی، معروف به دیوان شمس تبریزی» که پژوهش مفصلی است (حدود 180 صفحه) و در جلد دوم یادنامه مفاخر کرمان (1378) به چاپ رسیده و این نوشته آخرین اثر چاپشده استاد است.
کتابهای تألیفی و تصحیحی
ــ منظومه درخت آسوریک شامل متن پهلوی، آوانوشت، ترجمه فارسی، فهرست واژهها، یادداشتها و مقدمهای درباره این اثر کهن، همچنین، ترجمه مقاله و. ب. هنینگ درباره این منظومه با عنوان «شعری به زبان پهلوی» (انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، 1346).
ــ دیوان وقار شیرازی (ج1، مؤسسه تاریخ و فرهنگ ایران، دانشکده ادبیات و علوم انسانی تبریز 1348). این کتاب در بر دارنده قصاید وقار است از حرف «الف» تا «ر».
ــ کتابشناسی ایران )A Bibliography of Iran( ، شامل ده جلد که جلد نخستین آن، در سال 1347، به همّت بنیاد فرهنگ ایران منتشر شد و جلدهای دیگر آن را (تا جلد نهم)، سالهای بعد تا 1371، بنیاد فرهنگ ایران و سپس مرکز مطالعات فرهنگی منتشر کرد. جلد دهم آن نیز در اختیار این مرکز است که امیدواریم هر چه زودتر چاپ و منتشر شود. این مجموعه ارزشمند، که استاد نوابی چهل سال از عمر خود را صرف تدوین آن کرده است، در بر دارنده حدود صدهزار عنوان مقاله و کتاب، به ترتیب موضوعی، درباره فرهنگ، تاریخ، ادیان و هنرهای سرزمین ایران است. استاد درباره گردآوری و تنظیم این کتاب نوشته است:
گردآوری این فهرست را در سالهای 1328 و 1330، که در لندن و گوتینگن بودم... آغاز کردم. در آن زمان، آگاهی بیشتر خویش از پژوهش دانشمندان را، کوشیدم تا فهرستی، تنها از مقالههایی که درباره ایران باستان نوشته شده است گرد کنم و کردم آنچه توانستم. در سال 1336 که بنا به دعوتی، برای آشنایی بیشتر به آموزش و پرورش آمریکایی سالی را در آن کشور گذراندم باز کار پیشین را دنبال کردم... در همین سال جناب آقای تقیزاده... در نیویورک
بودند و چون بر کار من آگاهی یافتند مرا تشویق بلکه اغوا فرمودند که این فهرست را شامل همه کتابها و مقالههایی که درباره ایران، چه پیش از اسلام و چه پس از آن است بکنم. در آغاز این کار خرد و آسان مینمود ولی آنچنان که مینمود نبود، چنانکه اکنون پس از دوازده سال... جلد نخست این فهرست منتشر میشود(1).
نگارنده، طی سالها همکاری با استاد، شاهد تلاشهای پیگیر ایشان در تدوین این اثر بوده است. اینجانب به ویژه، به هنگام تنظیم و حروفچینی برای چاپ گاه شاهد بودهام که ایشان چندین ساعت در روز را صرف مرتب کردن و کنار هم چیدن حروفی میکرد که در ماشینهای تحریر آنروزها نبود، مانند برخی حروف لاتینی و یونانی؛ و از پشتکار و عشقی که به این کار میورزید در شگفت بودم.
ــ گنجینه دستنویسهای پهلوی و پژوهشهای ایرانی در 57 مجلد شاملِ چاپ تعدادی از نسخ خطی موجود در کتابخانههای پارسیان هند، به زبانهای پهلوی و اوستایی، که اغلب آنها برای نخستین بار چاپ شده است. از این 57 مجلد، دو جلد آن (جلدهای 39 و 51) به مجموعه مقالات «پرفسور فرای» و یک جلد آن (جلد 50 به گردآوری نگارنده) به مجموعه مقالات خود ایشان اختصاص دارد. در تدوین این آثار که بیش از پنج سال به طول انجامید و اینجانب نیز افتخار همکاری ایشان را داشتم، دکتر دستور کیخسرو جاماسبآسا، همکاریهای ارزندهای داشت و، با سفر به ایران و آوردن شماری از نسخههای خطی موجود در کتابخانه کامای بمبئی، مقدمات کار را فراهم ساخت. سپس، بقیه مراحل کار، طی سفر استاد و اینجانب به هندوستان، برای تهیه فیلم از برخی نسخههای خطی دیگر متعلق به کتابخانههای پارسیان هند، به انجام رسید و، با تلاش شبانهروزی، کار تهیه این گنجینه نفیس و ارزشمند پایان یافت. جلد اول این مجموعه در سال 1354 و جلد پایانی در 1358 منتشر شد.
استاد نوابی پیشگفتاری یکسان برای کل مجموعه و مقدمهای برای معرفی هر نسخه به زبان فارسی نگاشت. ضمنا مقدمهای نیز به قلم دکتر جاماسبآسا، به زبان انگلیسی، در هر نسخه آورده شده است. این مجموعه در مقطع و اندازههای متفاوت از یکدیگر (به اندازه اصل نسخه خطی) و جمعا حدود پانزدههزار صفحه است.
ــ یادگار زریران، (انتشارات اساطیر، تهران 1374) شامل متن پهلوی، ترجمه فارسی،
واژهنامه و توضیحات این کتاب، که یکی از آثار بسیار کهن به زبان فارسی میانه است و بنا به نظر دانشمندان ایرانشناس در اصل به زبان پهلوی اشکانی بوده و سپس به فارسی میانه بازنویسی شده، شاید اولین تعزیه و یا نخستین تراژدی ایرانی باشد که برای ما باقی مانده است.
ــ مجموعه مقالات پروفسور بیلی، دکتر نوابی به پروفسور بیلی، ایرانشناس نامدار انگلیسی، اعتماد و احترام بسیار داشت و مجموعه مقالات وی را، با کسب اجازه، فراهم آورد تا به چاپ برساند. دو مجلد از آن، شامل 73 مقاله، که تا سال 1952 نوشته شده بود با نام Opera Minora و با مقدمه استاد نوابی در سال 1981، به همت انتشارات فروزنگه شیراز، به چاپ رسید. قرار بود مجلدات بعدی نیز به همین ترتیب منتشر شود که مشکلات چاپ در دهههای اخیر این فرصت را به استاد نداد.
استاد نوابی در سرودن شعر نیز دستی قوی داشت؛ اما هرگز در اندیشه آن نبود که شعرهای خود را گردآورد. نگارنده، در طی 40 سال شاگردی و همنشینی و همکاری با استاد، شماری از شعرهای ایشان را که شنیده و یادداشت کرده بود در پایان جلد دوم مجموعه مقالات ایشان آورده است. او در شاعری به شیوه فرخی توجه داشته و اصطلاحات و واژگان کهن و اصیل ایرانی را، با مهارت تمام، در شعرهای خود آورده است. روانش شاد باد.