به یاد زنده یاد دکتر ماهیار نوابی استاد فرهنگ و زبان های باستانی دانشگاه های شیراز و تبریز

به نقل از دکتر محمود طاووسی در نامه ی فرهنگستان بهار 1380

دکتر یحیی ماهیار نوّابی در یازدهم مهرماه 1379، دور از وطن و هنگامی که برای دیدار فرزندش به سوئد سفر کرده بود، بر اثر ایست قلبی، در حالی‏که همراه دخترش، میترا، عازم منزل بود بدرود زندگی گفت. خود او، آرزو داشت، نه در بستر بلکه ایستاده و بر پا بمیرد. باری، جامعه فرهنگی ایران، با از دست دادن او، از خدمتگزاری آگاه و پژوهنده‏ای توانا محروم ماند. روانش شاد.

استاد نوّابی ذهنی وقّاد و نظری تیزبین و دل‏بستگی کم‏نظیر به ادبیات و زبان و فرهنگ کهن ایران داشت؛ در کلاس درس، با نشاط و شادابی حضور می‏یافت و این حال را به شاگردانش القا می‏کرد. هرگز دمی از آموزش باز نایستاد. حتی، در دیدارهای دوستانه، هم‏کاران و شاگردانش، که بیشترشان خود به درجه کمال علمی رسیده بودند، از محضرش بهره‏مند می‏شدند و نکته‏ها می‏آموختند. هر دیدارش برای آنان مجلس درس بود.

استاد نوّابی در دهم دی‏ماه 1291، در یکی از خانواده‏های اصیل شیرازی، چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی را در شیراز و تحصیلات متوسطه را در دارالفنون و دبیرستان البرز تهران گذراند. پس از اخذ مدرک لیسانس ادبیات، دوره دکتری آن رشته را نیز در 1325 در دانشگاه تهران به پایان برد و پایان‏نامه‏اش را درباره کتیبه بغستان (بیستون) نوشت. سال بعد، با درجه دانشیاری، در دانشکده ادبیات تبریز به تدریس پرداخت و، پس از دو سال، برای فراگرفتن زبان‏های باستانی ایران به اروپا رفت و سال‏های  

ادامه نوشته

استاد دکتر عبدالمچید ارفعی (به نقل از http://www.iraninstitute.com)

عبدالمجيد ارفعى
ـ متولد ۹ شهريور ،۱۳۱۸ بندرعباس
ـ فارغ التحصيل رشته ادبيات و زبان فارسى از مدرسه دارالفنون
ـ اخذ دكترى از دانشگاه مؤسسه شرقى شيكاگو در سال ۱۳۵۳
ـ عنوان پايان نامه: زمينه هاى جغرافياى فارس براساس گل نوشته هاى تخت جمشيد
ـ همكارى با فرهنگستان ادب و هنر ايران در سال ۱۳۵۳
ـ همكارى با فرهنگستان زبان و ادب فارسى
ـ از مهم ترين كتيبه خوانان ايرانى
ـ مسلط بر زبان اوستايى و پهلوى
ـ راه اندازى تالار كتيبه هاى موزه ملى
ـ تحقيق و خوانش كتيبه هاى تخت جمشيد
ـ چاپ كتاب فرمان كوروش بزرگ (منشور كوروش)
ـ تشكيل تالار كتيبه ها در سال ۱۳۷۷ تا ۱۳۸۲
ـ همكارى با بنياد پژوهشى پارسه و پاسارگاد
ـ ترجمه متن هاى حقوقى بين النهرين از روى كتيبه ها
ـ همكارى با پايگاه پژوهشى شوش
281943.jpg
حسن ظهورى:۹ شهريور ۱۳۱۸ هواى بندرعباس آنقدر گرم شده بود كه همسر ارفعى در حالى كه باردار بود دست بچه ها را گرفت و راهى كوه «گنو» شد. همان جا بود كه عبدالمجيد به دنيا آمد و شايد تولد وى در كوهى نزديكى بندرعباس از همان كودكى سرنوشت او را با ايران باستان و گل نوشته  هاى ايلامى گره زد. عبدالمجيد ارفعى كودكى را در بندرعباس ماند و زمان مدرسه كه شد به يزد رفت. سال اول و دوم دبستان را در يزد خواند و سال هاى بعد را يك سال بندرعباس و باقى را در يزد خواند. سال ۱۳۲۸ پدر ارفعى خودش را به تهران منتقل كرد و زندگى وى در اين شهر آغاز شد. دبستان منوچهرى و بعد هم البرز مدارسى بود كه ارفعى در آن ها ادامه تحصيل داد تا فارغ التحصيل شد. در اين سال ها او با فرهنگ ايران باستان آشنا شده بود. ارفعى به علت پارگى چشم آخرين سال هاى تحصيل در مدرسه البرز رابه مدت يك سال از دست داد اما شادروان مجتهدى كه در آن دوران مدير مدرسه بود پذيرفت ارفعى مستمع  آزاد درس بخواند و چون دكتر اجازه تحصيل را داد او درس خواند و مدرسه را به پايان برد.
سال هاى ۱۳۳۲ او در كتابخانه ملى با نوشته هاى پورداوود آشنا شد و استاد متينى كه معلم ادبيات او بود الفباى فارسى باستان را به ارفعى آموخت. كتاب كارنامه اردشير بابكان مرحوم مشكور او را با زبان پهلوى آشنا كرد و ارفعى در همان سال ها اين زبان را از روى كتاب مشكور آموخت. زبان اوستايى را نيز وى از روى گات هاى پورداوود تمرين كرد و آن را نيز آموخت.
ادامه تحصيل در رشته ادبيات، در مدرسه دارالفنون دنباله تحصيل ارفعى شد و هنگامى كه كنكور داد در سه رشته حقوق، باستان شناسى و ادبيات فارسى قبول شد. با اين كه به تحصيل در رشته ادبيات فارسى و باستان شناسى علاقه زيادى داشت به اجبار خانواده راهى دانشكده حقوق شد اما سه روز بيشتر آن جا دوام نياورد و دوباره به دانشكده ادبيات زبان فارسى بازگشت. وقتى او وارد دانشكده شد با زبان هاى پهلوى و اوستايى به خوبى آشنايى داشت اما پس از پايان دانشكده چشم ديگر او به علت نزديك بينى پاره شد و دوباره او يك سال در خانه ماند.
سفر به آمريكا در مهرماه سال ۱۳۴۴ اتفاق افتاد. نخستين آشنايى ارفعى با استادان زبان هاى باستانى در اين سفر رخ داد و او به دانشگاه پنسيلوانيا در فيلادلفيا رفت. دو سال در اين دانشگاه به خواندن زبان آكدى مشغول شد و چون به زبان ايلامى علاقه داشت راهى دانشگاه مؤسسه شرقى شيكاگو شد. پيش از اين او به خواسته شادروان خانلرى و تأييد پورداوود زبان ايلامى را براى آموختن فارسى باستان انتخاب كرده بود و به همين خاطر وقتى به شيكاگو رفت آموختن اين زبان را آغاز كرد. با اين كه درس هاى زبان آكدى بيشتر بود اما او با اشتياق خواندن زبان ايلامى را دنبال مى كرد.
«هلك»، از مشهور ترين استادان زبان و خط ايلامى در دانشگاه شيكاگو درس مى داد و ارفعى نزد اين استاد نامى به تحصيل پرداخت. نخستين تماس هاى ارفعى با گل نوشته هاى ايلامى نيز در همين دانشگاه رخ داد. هلك در آن دوران هر شب چند تايى كتيبه خوانده شده را به ارفعى مى داد و او از روى متن ترجمه شده كتيبه ها را مى خواند. اين كار آنقدر ادامه داشت كه بعدها هلك كتيبه هاى خوانده نشده را به ارفعى مى داد تا در آماده سازى كتاب گل نوشته هاى باروى تخت جمشيد به او كمك كند. ارفعى هر شب آنها را مى خواند و صبح به استاد تحويل مى داد.
تيرماه ۱۳۵۳ ارفعى از رساله دكترى خود به عنوان زمينه هاى جغرافياى فارس براساس گل نوشته هاى تخت جمشيد دفاع كرد و با مدرك دكترى راهى تهران شد. مرحوم خانلرى كه در آن سال ها انتظار ارفعى را مى كشيد شرايطى به وجود آورد تا ارفعى در فرهنگستان ادب و هنر ايران مشغول به كار شد. همكارى ارفعى با فرهنگستان ۳ سال طول كشيد و در اين مدت ارفعى كتابخانه بى نظيرى را در اين فرهنگستان با كتاب هايى درباره تاريخ ايران و باستان شناسى تهيه ديد. در آن زمان خانلرى به خواست ارفعى دست وى را در خريد كتاب بازگذاشته بود و او موفق شد در مدت ۳ سال حدود ۴ميليون دلار كتاب خريدارى كند. در اين دوران بهار، صديقيان و مزدا پور هم گاهى در سفارش كتاب ها به او كمك مى كردند و به اين ترتيب كتابخانه اى به وجود آمد كه هنوز هم در پژوهشكده علوم انسانى نگهدارى مى شود.
در اين كتابخانه گنجينه عظيمى از مجلات، نوشته ها و مقالات  كتاب هاى متعدد درباره تاريخ ايران و جهان و گل نوشته ها و خط هاى خوانده شده وجود دارد.
حاصل كار ارفعى در فرهنگستان ادب و هنر انتشار كتاب فرمان كوروش بزرگ بود. در اين كتاب ارفعى موفق شد تا يك سطر از كتاب را بيشتر از بقيه مترجمان زبان پارسى بخواند و به همين علت كامل ترين نسخه موجود از ترجمه كتيبه كوروش بزرگ است. سفارش ترجمه اين فرمان را خانلرى به ارفعى مى دهد و او نيز براى اين منظور راهى انگلستان مى شود و با خود مولاژى از فرمان (منشور) كوروش را به ايران مى آورد. از اواخر دهه پنجاه ارتباط ارفعى با فرهنگستان زبان به پايان مى رسد و او نزديك به دو دهه از كار در مراكز مرتبط با حوزه كارى اش فاصله مى گيرد. «تا اين كه مرحوم كازرونى، رئيس سازمان ميراث فرهنگى از من دعوت به كار كرد.»
در اين ۲۰ سال ارفعى از مطالعه دست برنمى دارد و حتى شاگردانى را نيز تربيت مى كند. او شاگردانش را خودش انتخاب مى كرده و به آنها رايگان درس مى داده است. همچنين در اين دوران او به ترجمه متن هاى حقوقى بين النهرين از روى كتيبه ها مى پردازد.
روش كار كازرونى، ارفعى را براى برگشتن به كار دولتى راضى نمى كند و موجب مى شود تا او به كازرونى كه خواسته بود تا تالار كتيبه ها را در سازمان ميراث فرهنگى راه بيندازد پاسخ منفى بدهد.دوباره شغل آزادازسر گرفته مى شودتا اين كه مهندس بهشتى رئيس سازمان ميراث فرهنگى كشور شد.
281934.jpg
بهشتى از ارفعى مى خواهد تالار كتيبه هاى موزه ملى را راه بيندازد. اين خواسته چندبارى تكرار مى شود تا اين كه ارفعى قبول مى كند به شغل دولتى بازگردد. در آن زمان تالار كتيبه هاى موزه ملى هنوز راه اندازى نشده بود و ارفعى به كمك دو نفر ديگر حتى قفسه هاى اين تالار را نيز خودشان نصب كرد. از آن جايى كه خريد كتاب دشوار بود و اين تالار كتابى در اختيار نداشت، بهشتى دستگاه فتوكپى در اختيار ارفعى گذاشت و او نيز با مراجعه به پژوهشكده علوم انسانى، كتاب هايى را كه ۲۰ سال قبل خودش سفارش داده بود گرفت و به همراه شاگردانش فتوكپى كرد.
كتابخانه پژوهشكده علوم انسانى به علت عدم آشنايى برخى مسئولان آن دچار ركود مى شود. ارفعى مى گويد: «از آنجايى كه اين كتابخانه ارتباط خود را با فروشگاه هاى بزرگ كتاب در خارج از كشور قطع كرده، بسيارى از نشريات آن اكنون ناقص مانده است.» در زمان همكارى ارفعى با پژوهشكده، وى با ۵۴ مجله خارجى همكارى مى كرد و هر روز مجلات متعددى به پژوهشكده مى آمد.
در زمانى كه ارفعى تالار كتيبه ها را راه مى انداخت، او شروع به خواندن گل نوشته  هايى كرد كه دانشگاه شيكاگو در سال ۱۳۲۷ به ايران بازگردانده بود و كامرون (استاد زبان ايلامى) آن را خوانده بود. اما هرگز آن را چاپ نكرده بود و ارفعى با اصلاح برخى بخش هاى ترجمه شده آن را به همراه ۱۳ كتيبه ديگر كه در تخت جمشيد نگهدارى مى شود خواند و به زير چاپ فرستاد.
سال ۱۳۸۲ ارفعى پس از چند سال ارتباطش را با موزه ملى قطع مى كند و به دنبال پژوهش هاى شخصى اش مى رود. از آن زمان تا امروز او در شوش و تخت جمشيد به فعاليت پرداخته است. از جمله مهم ترين فعاليت هاى ارفعى چاپ گل نوشته هاى باروى تخت جمشيد است كه همچنان آن را دنبال مى كند. اين گل نوشته ها توسط هلك خوانده شده اند اما هرگز او فرصت چاپ آن ها را پيدا نكرد. هلك تا لحظه مرگ حدود ۲۵۸۶ كتيبه را خواند كه با اين رقم بيشترين كتيبه را خوانده است. او در زمان حيات خود از ميان ۳۴۰ گل نوشته  تخت جمشيد تنها ۳۳ كتيبه را براى چاپ در نشريه اى فرانسوى فرستاد و باقى آن ها هنوز به چاپ نرسيده است.
ارفعى پس از آن كه موزه ملى را رها مى  كند، با انجام طرحى تصميم مى گيرد كتيبه هايى را كه در دانشگاه شيكاگو نگهدارى مى شود، بخواند و به همراه ۳۴۰ كتيبه خوانده شده به چاپ برساند. او در سال گذشته به آمريكا سفر مى كند و از حدود ۶۴۰ كتيبه كه متعلق به باروى تخت جمشيد است، عكسبردارى مى كند. ارفعى اكنون در حال خواندن اين كتيبه ها براى چاپ است.
همچنين همكارى او با بنياد پژوهشى پارسه پاسارگاد منجر به خوانده شدن كتيبه هاى خزانه تخت جمشيد شد كه در موزه همان جا نگهدارى مى شد. عبدالمجيد ارفعى در حال حاضر براى آجر نوشته هاى شوش و چغازنبيل شناسنامه تهيه مى  كند و همچنان همكارى خود را با بنياد پژوهشى پارسه و پاسارگاد ادامه مى دهد.
او اكنون كتاب ها و مقاله  هاى بى شمارى دارد كه در انتظار چاپ شان به سر مى برد.
برايش آرزوى طول و عمر و سلامتى داريم.

کارنامه ی اردشیر بابکان Book of Deeds of Ardashir

شاید بیشتر از هر کتاب پهلوی کارنامه ی اردشیر بابکان تا کنون به فارسی ترجمه شده است که سرگذشت اردشیر نخست ساسانی را بیان می کند. از جمله کسانی که این اثر را به فارسی ترجمه کرده اند می توان احمد کسروی، صادق هدایت، بهرام فره وشی و مهری باقری را نام برد.

 

درباره ی استاد فقیدم دکتر عبدالامیر سلیم

ابتدا به نقل از saderi.ir :

عبدالامیر سليم در سال 1304 شمسي در خانواده اي روحاني به دنيا آمد. پدر وي حاج اقا شيخ محمد سليم بود. وي از كودكي در نجف اشرف به تحصيل دروس حوزوي پرداخت و در محضر مرحوم شيخ صدراي بادكوبه اي  به تحصيل مطول و معالم همت گماشت و در تهيه ي فهرست الذريعه آقابزرگ تهراني نقش بسزايي داشت. ايشان در جواني به درجه ي اجتهاد رسيد و در سال 1322 به تهران  آمده در جلسات سيد محمد بهبهاني شركت جست.

      ايشان در سال 1325 عازم تبريز شدند وضمن تدريس علوم  ديني و عربي به تحصيل دانشگاهي  پرداختند و بعد از اخذ ليسانس با درجه ي  ممتاز به  مدت چهار   سال به  دانشگاه  لندن رفته و مدرك دكتري در رشته ي زبان هاي ايراني ميانه و باستان گرفتند.

    ايشان پس از بازگشت  به ايران  تا آخر عمر به  تدريس در دانشگاه مشغول بودند. استاد سليم شخصيتي  بسيار نادر در زبانهاي پهلوي  و اوستايي و عربي بودند و در اين  زمينه  مقالات بسياري دارند. بنده (كريم صادري) سال ها در محضر آن نادره ي روزگار تحصيل كردم و همو استاد راهنماي من در دوره ي كارشناسي ارشد بود. اين دانشمند بزرگ در 25 تير ماه 1380 دارفاني را وداع گفت و در جوار رفيق گرمابه و گلستانش، شادروان عبدالعلي كارنگ درقطعه ي هنرمندان وادي رحمت تبريز  به خاك سپرده شد.

در ادامه ي مطلب در باره ي همين استاد گران مايه از قلم دكتر چنگيز مولايي در كتاب ماه ادبيات و فلسفه تير ۸۰ بخوانيد:

به نقل از مركز تحقيقات كامپيوتري علوم اسلامي

ادامه نوشته

فرهنگ لغت زرتشتیان

تمام زرتشتیان ایران به صورت بومی متعلق به استان های یزد و کرمان هستند که گویش خاص خود را هم دارند. سال ها پیش ارباب جمشید سروشیان که خود یک زرتشتی بود فرهنگ لغت زرتشتیان کرمان را به چاپ رساند و در سال های اخیر خانم دکتر کتایون مزداپور فرهنگ زرتشتیان یزد و کرمان رل در پژوهشگاه علوم انسانی به چاپ رسانده

فرهنگ واژه های فارسی باستان

تنها در حدود ۵۰۰ لغت مستقل از فارسی باستان در کتیبه ها به دسا آمده که کنت در آخر کتاب old persian خود لغت نامه ی آن را آورده است. کریستسن بارتلومه نیز درکتاب فرهنگ ایرانی باستان Alte Iranishe Worterbuch این واژگان را آورده است

دستور زبان اوستایی

در اواخر قرن ۱۹ آقای ویلیام آبراهام جکسون که به ایران سفر کرده و سفرنامه ای نیز دارد دستور اوستایی را بر اساس مقایسه با دستور سانسکریت ویتنی به چاپ رساند که هنوز هم مورد استفاده ی دانشجویان این رشته است. این کتاب در ایران توسط خانم دکتر رقیه بهزادی ترجمه شده. کتای در آمدی بر دستور زبان اوستایی تالیف دکتر راشد محصل نیز از کتابهای خوب دستور اوستا به فارسی است. در جلد دوم کتاب راهنمای زبان های باستانی دکتر ابولقاسمی هم دستو اوستا به اختصار آمده است.

مسابقه با جایزه

ضمن تقدیم این جملات پهلوی به دوستان عزیز آقا نوید و آقا فرهاد جوایزی به کسانی که بتواتتد متن را ترجمه کرده و بگویند مربوط به کدام یک از متون پهلوی است تقدیم خواهد شد. ضمنا به خاطر نارسایی هایی که به دلیل نداشتن فونت مناسب در آوا نویسی هست پوزش می طلبم

   hunar ud mardanagih pad stahmagih ud dusharmih ud drug adadistanih o xvesh kardan ne tuwan